در گفت‌وگوی «فرهیختگان» با سلطانی‌احمدی، استاد دانشگاه و نیکبخت پژوهشگر تاریخ انقلاب مطرح شد

در این گفت‌وگو این پژوهشگران تاریخ انقلاب به سوالاتی درمورد عملکرد نهادهای متولی تاریخ‌نگاری و دانشگاه در تبیین ابعاد مختلف انقلاب اسلامی پاسخ دادند.

  • ۱۳۹۹-۱۱-۲۱ - ۱۳:۰۰
  • 00
در گفت‌وگوی «فرهیختگان» با سلطانی‌احمدی، استاد دانشگاه و نیکبخت پژوهشگر تاریخ انقلاب مطرح شد

فاقد نقشه راه برای تاریخ نگاری انقلاب اسلامی هستیم/ دانشگاه‌ها در این حوزه وضع مطلوبی ندارند

فاقد نقشه راه برای تاریخ نگاری انقلاب اسلامی هستیم/ دانشگاه‌ها در این حوزه وضع مطلوبی ندارند

به گزارش «فرهیختگان»، مجتبی سلطانی‌احمدی، تاریخ‌پژوه و استاد دانشگاه و رحیم نیکبخت، پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با «فرهیختگان» به آسیب‌شناسی روند پژوهش در تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی پرداختند. در این گفت‌وگو این پژوهشگران تاریخ انقلاب به سوالاتی درمورد عملکرد نهادهای متولی تاریخ‌نگاری و دانشگاه در تبیین ابعاد مختلف انقلاب اسلامی پاسخ دادند. مشروح این گفت‌وگو‌ را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

 سنت تاریخ‌نگاری مجالی برای جلوه‌ فرودستان فراهم نمی‌کند

به‌عنوان اولین سوال به نظرتان اهمیت بررسی تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در چیست؟

مجتبی سلطانی‌احمدی:  تاریخ شفاهی با کارکردی که دارد در تلاش بوده تاریخ افراد و اقشاری را روایت کند که در تاریخ‌نگاری رسمی سهم و جایگاهی نداشته‏اند. به‌عبارت بهتر تاریخ شفاهی، تاریخ فرودستان و طبقه‌ میانی جامعه به حساب می‌آید، درحالی‌که سنت تاریخ‌نگاری مجالی برای جلوه‌ فرودستان فراهم نمی‌کند و از این رهگذر تاریخ شفاهی عرصه‌ مناسبی است تا مورخ و پژوهشگر نوگرای تاریخ همانند تریبونی بی‌طرف به بیان دیده‌ها و شنیده‌ها و نقش‌آفرینی‌های تاریخی عموم مردم بپردازد و تمامی اقشار جامعه که در تحولات تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در دوران انقلاب اسلامی (قبل و بعد از آن) نقش داشته‌اند، در تکمیل داده‌های تاریخی با خلق تصویر و صدای زنده به کمک محققان و پژوهشگران در تدوین تاریخ انقلاب اسلامی بیایند.

تاریخ انقلاب اسلامی تاریخ مردم محروم و میانی جامعه ایران بود. نقش مردم در این تحول عظیم که در تاریخ‌نگاری‌های رسمی و سلطنتی جایی نداشت، از ماه‌ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی موردتوجه امام خمینی(ره) قرار گرفت و ایشان با اشاره به نقش مهم مردم، نویسندگان و پژوهشگران تاریخ را به ثبت و ضبط تاریخ مبارزات اسلامی فراخواندند. ماهیت تاریخ شفاهی ماهیتی ریزنگر دارد، ازاین‌رو، هرچه موضوعات تاریخ شفاهی در پژوهش‌های انقلاب اسلامی کلی‌تر باشد از دقت آن کاسته می‌شود و هرچه موضوعات آن جزئی‌تر باشد، بر دقت و وثاقت آن افزوده می‌شود. بر همین اساس در برخی پژوهش‌های انقلاب اسلامی تاریخ شفاهی کاربرد بسیار مهم و حساسی دارد.

 وقوع جنگ عامل مهم در فراموشی تاریخ‌نگاری وقایع انقلاب

بررسی تاریخ شفاهی انقلاب به‌طور جدی از چه زمانی آغاز شده است؟

مجتبی سلطانی‌احمدی: انقلاب اسلامی به‌عنوان پدیده‌ای یگانه و بی‌همتا در روزگار معاصر، از بدو پیروزی نگاه‌های موافق و مخالف را به‌‌شکلی بدیع و بی‌نظیر به خود جلب کرده و از این رهگذر آثار متفاوتی از حیث روایت و تحلیل و ارزیابی پدید آورده است. با پیروزی انقلاب اسلامی نخستین تلاش‌ها برای شناخت ماهیت انقلاب اسلامی در غرب آغاز شد. پروژه‌هایی همانند تاریخ شفاهی هاروارد گوشه‌هایی از این تلاش بود. بااین‌حال اولین همایش علمی بررسی ماهیت و واقعیت انقلاب اسلامی در سال 1984م در اوج جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در فلسطین اشغالی توسط صهیونیست‌ها با عنوان «تشیع، مقاومت و انقلاب» برپا شد. متخصصان بزرگی از سراسر دنیا حضور داشتند و به بررسی ظرفیت‌های انقلابی تشیع در ایران و سایر نقاط جهان پرداختند. محور اغلب مقالات کنفرانس، تشیع بود. در این همایش که با حضور ایران‌شناسان بنام غربی تشکیل شد، به ریشه‌یابی انقلاب اسلامی پرداختند. در داخل ایران هم با توجه به شروع جنگ تحمیلی در سال‌های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی و درگیرشدن نظام نوپا با یک تهاجم گسترده و همه‌جانبه خارجی مجالی برای توجه جدی به تاریخ انقلاب اسلامی فراهم نبود. به همین علت تلاش‌های منسجم بعد از پایان دفاع مقدس آغاز شد. با توجه به پیوستگی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی هم در پیوند با تاریخ دفاع مقدس پدیدار شد. البته نباید برخی تلاش‌‌های فردی و موثر را همزمان با جریان انقلاب اسلامی فراموش کرد، به‌ویژه تلاش‌های مرحوم حجت‌الاسلام علی دوانی و حجت‌الاسلام سیدحمید روحانی. بااین‌حال تاسیس نهادهایی همانند مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، حوزه‌ هنری سازمان تبلیغات اسلامی و همچنین اقدام مرکز بررسی اسناد تاریخی با انتشار اسناد تاریخی برجای مانده از ساواک به جریان تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی شتاب داد.

  نهادهای متولی تاریخ‌نگاری انقلاب نیازمند آسیب‌شناسی هستند

تمرکزگرایی نهادهای متولی تاریخ‌نگاری کشور در تهران و بعضی شهرهای بزرگ تا چه میزان بر روند ثبت و گردآوری تاریخ شفاهی پس از انقلاب آسیب وارد کرده است؟

رحیم نیکبخت: این نهادها طی سالیان گذشته فعالیت‌های مختلفی داشته و هریک تا اندازه‌ای و در حد توان خود آثاری را در عرصه‌ تاریخ‌نگاری منتشر کرده‌اند. علی‌رغم این تلاش‌ها برای رسیدن به کمال مطلوب فاصله‌ بسیاری وجود دارد. بررسی عملکرد و آسیب‌شناسی این نهادها در عرصه تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی امری ضروری است. با وجود فعالیت مراکز متعدد در عرصه‌ تاریخ انقلاب هنوز نقشه‌ راه و چشم‌انداز تاریخ‌نگاری انقلاب طراحی نشده است. البته برخی تلاش‌های نادر و منحصربه‌فرد صورت گرفته است. متاسفانه به علت فقدان نقشه‌ راه تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی مراکز و موسساتی که برنامه‌ها و تلاش‌هایشان بر علایق فردی تکیه داشت، طی سالیان گذشته به دلایل متعدد تعطیل شده و یا به محاق رفته‌اند. توقف فعالیت بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی در قم و اصفهان، توقف فعالیت موسسه در راه نور، توقف فعالیت شعب مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سمنان و مشهد، نمونه‌ای از این موارد است. به جای آنکه شعب این موسسات در سراسر ایران گسترده شود، فعالیت آنها به تهران منحصر شده است. پرواضح است این رویه امکان گردآوری خاطرات شفاهی و اسناد محلی تاریخ انقلاب اسلامی را به‌شدت کاهش داده است. عدم توجه به محققان شهرستانی از یک‌سو و تاریخ انقلاب اسلامی در شهرستان‌ها از سوی دیگر کاستی قابل‌توجه و مهمی است. به نظر می‌رسد در شهرستان‌ها فضای مناسب برای مطرح شدن محققان محلی انقلاب اسلامی فراهم نیست و هیچ کانونی هم متولی پرورش و حمایت مادی و معنوی از این محققان محلی نیست.

یکی از نقدهای جدی برمی‌گردد به نحوه‌ تعیین سوژه‌ها در موسسات تاریخ‌نگاری کشور که بیشتر تمرکزشان را معطوف به بررسی تاریخ عصر پهلوی کرده‌اند. خیلی از این سوژه‌ها براساس دغدغه‌ها و شبهات رایج در جامعه نیست. این‌گونه است که در این موسسات هنوز کار جدی و مستند پیرامون تاریخ پرفراز و نشیب 30 سال اخیر کار نشده و در این مدت تنها یک مورد موفق داشته‌ایم و آن هم مربوط می‌شود به کتاب روایت رهبری آقای جبرائیلی، چه میزان این نقد مورد پذیرش شماست؟

رحیم نیکبخت:  ناهماهنگی بین مراکز فعال موجب موازی‌کاری و در نتیجه عدم توجه به کارهای مهم دیگر شده است. به‌ویژه آنکه گذر زمان فرصت‌های بسیاری را برای ثبت و ضبط رویدادهای تاریخ انقلاب اسلامی از بین برده است.

به نظر من این نقیصه‌ بزرگ موجب شده است تا موضوعات پژوهشی تاریخ انقلاب اسلامی فاقد اولویت‌بندی باشد، گرچه طی سال‌های اخیر مجمع مراکز اسنادی «مهتاب» برای ایجاد هماهنگی بین این مراکز شکل گرفته است. ولی عملکرد آن جز در برگزاری چند همایش موفق با محوریت موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی مشهود نبوده است.

از سوی دیگر غلبه‌ نگاه چریکی و شکنجه و زندان بر تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی آسیب جدی زده است. این نگاه موجب غفلت و عدم توجه لازم به تاریخ فرهنگی انقلاب اسلامی شده است. البته نباید مبارزات زندانیان و مسائل مربوط را نادیده گرفت یا کم‌اهمیت تلقی کرد یا به آن بها نداد. نکته مهم این است که عدم توجه همه‌جانبه به تاریخ انقلاب اسلامی موجب می‌شود اهمیت فعالیت‌ها و مبارزات نقش‌آفرینان اصلی نهضت اسلامی به‌مثابه‌ رهبران فکری و فرهنگی مردم در انقلاب اسلامی تحت‌الشعاع قرار گیرد. رهبرانی که اغلب شاگردان برجسته‌ امام خمینی(ره) بودند.

 زندگی اغلب شهدای هفتم تیر که بیشترشان از استوانه‌های مهم فرهنگی انقلاب بوده‌اند مورد پژوهش واقع نشده است

به نظر می‌رسد حتی در تبیین تاریخ زندگی شاگردان و نزدیکان حضرت امام(ره) هم دچار خلأ جدی و کم‌کاری هستیم؟!

مجتبی سلطانی‌احمدی: بله، دقیقا. با یک مقایسه‌ ساده و بررسی شمارگان و چاپ کتاب‌هایی که به زندگی و مبارزات بزرگان شهیدی چون استاد مطهری، دکتر مفتح، دکتر باهنر، شهید هاشمی‌نژاد، شهید محلاتی و... اختصاص دارد، با برخی کتاب‌هایی که در حوزه‌ انقلاب چاپ‌های پر‌شماره‌ دارند، می‌توان عدم مدیریت و برنامه‌ریزی هدفمند در فرآیند تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی را مشاهده کرد. با قطع و یقین می‌توان گفت بیشتر کتاب‌های منتشره در حوزه تاریخ انقلاب اسلامی در همان چاپ اول مانده است. ازاین‌رو آسیب‌شناسی این مساله امری ضروری است. موضوع دیگر آنکه، برای بسیاری از شخصیت‌های مهم، تاثیرگذار و فرهنگی انقلاب اسلامی با گذشت بیش از سه دهه از شهادت آنان هیچ اقدام اساسی و قابل اعتنایی صورت نگرفته است. مانند اغلب شهدای هفتم تیر که بیشترشان از استوانه‌های مهم فرهنگی انقلاب اسلامی بوده‌اند، همانند شهید دکتر معیری و شهید دیالمه. جریان‌های فعال و موثر در نهضت اسلامی مانند هیات‌های موتلفه که پس از انقلاب نیز در متن نظام حضور داشتند، نتوانستند به‌طور مستقل و مطلوب دِینِ خود را به تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی ادا کنند. اگرچه اقداماتی صورت دادند، اما کافی نبود.

 نقش زنان در تاریخ انقلاب موضوع دیگری است که مغفول مانده

ما در جامعه‌شناسی تاریخ انقلاب نیز دچار مشکل جدی هستیم و هنوز نتوانسته‌ایم اثری جدی و در خور پیرامون گروه‌ها و طبقات مختلف موثر در پیروزی انقلاب منتشر کنیم. این نقد تنها محدود به حوزه کتاب نیست و شامل آثار نمایشی تولیدشده در این سال‌ها نیز می‌شود؛ از فیلم و سریال گرفته تا مستند و تئاتر. موافق این مساله هستید؟

رحیم نیکبخت: در پاسخ به سوال شما از نظر من در تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی مبارزات زنان به‌‌ویژه در مبارزات فرهنگی با نظام شاهنشاهی مورد غفلت قرار گرفته است. به‌ویژه آنکه حجاب اسلامی به‌عنوان نماد هویت اسلامی یکی از چالش‌های مهم رژیم پهلوی بوده است. نقش نوحه‌سرایان و اشعار مرثیه در تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی بیش از هر گروه دیگر مورد غفلت واقع شده است و هیچ متولی‌ای ندارد! این گروه آموزه‌های نهضت اسلامی و پیام‌های رهبری را با شعر و نوحه و دم‌های سینه‌زنی در بین توده‌ مردم بسط می‌دادند. ادبیات مرثیه‌ سالار شهیدان نزدیک‌ترین حلقه‌ فرهنگی نهضت اسلامی و قیام کربلا مهم‌ترین واقعه تاریخ شیعه است که تاثیر شگرفی در انقلاب اسلامی داشته است.

 هیات‌های مذهبی و اماکنی چون مساجد، تکایا، حسینیه‌ها و مدارس حوزه‌های علمیه مهم‌ترین کانون‌های آموزشی و بازپروری آموزه‌های انقلابی به حساب می‌آیند. این کانون‌های فرهنگی محل فعالیت و جنب‌وجوش چهره‌های فرهنگی انقلاب اسلامی بودند. گرچه درباره‌ برخی مساجد مهم تهران و هیات‌های موتلفه اسلامی کارهایی صورت گرفته است، بااین‌حال کانون‌های مهم بسیاری بدون کار و متولی مانده و اندک‌اندک دست‌اندرکاران و فعالان آنها اگر تاکنون فوت نکرده باشند، در سنین پیری هستند.

  دانشگاه‌ها که باید نقش محوری در تاریخ‌نگاری انقلاب را برعهده بگیرند، در این بخش وضع مطلوبی ندارند

از نظر شما به‌عنوان یک تاریخ‌پژوه دانشگاه‌های ما در تولید آثار پژوهشی مناسب با موضوع تاریخ پس از انقلاب چگونه عمل کرده‌اند؟

رحیم نیکبخت: دانشگاه‌ها که باید مهم‌ترین نقش را در تاریخ‌نگاری و نظریه‌پردازی انقلاب اسلامی دارا باشند، وضعیت مطلوبی ندارند. برعکس دانشگاه‌های غربی که یکی از موضوعات اصلی آنها انقلاب اسلامی و شناخت آن است. گرچه در سال‌های اخیر موسسه‌ پژوهشی امام خمینی(ره) و دانشگاه معارف اسلامی در قم و پژوهشکده‌ انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) در تهران فعالیت‌های هدفمندی شروع کرده‌اند ولی هنوز آثار عملی این فعالیت‌ها دیده نشده است. نویسندگان بنام تاریخ انقلاب اسلامی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی رسمی و شاخص فاقد کرسی‌های مشخص تدریس و نظریه‌پردازی هستند، ضمن اینکه برخی هم از حضور در مجامع علمی سر باز زده‌اند. در کنار این کاستی دوسویه پذیرش مطلق دیدگاه‌های متفکران و نظریه‌پردازان خارجی در برخی مجامع دانشگاهی عرصه را برای طرح مباحث نظری انقلاب اسلامی تنگ‌تر کرده است. یکی از موضوعات مهم دیگر در این رابطه لزوم آسیب‌شناسی آموزش تاریخ انقلاب در نظام آموزشی از دانشگاه تا سطح جامعه است. بدون آسیب‌شناسی و بازنگری در این عرصه چه در متون و چه در نظام آموزشی و چه در تکلیف و وظایف گروه‌های تاریخ، جامعه‌شناسی، ادبیات، علوم سیاسی و... در دانشگاه‌ها تغییر جدی در روال معمول تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی غیرقابل تصور است. به نظر می‌رسد روشن شدن نسبت انقلاب اسلامی با گروه‌های علمی دانشگاه‌ها منجر به تولید نظریات متنوع و کاربردی در حوزه‌ انقلاب اسلامی، علوم انسانی و علوم دینی و درنهایت تمدن‌سازی خواهد شد.

بر این اساس علت اصلی کم‌توجهی به تاریخ انقلاب اسلامی در دانشگاه‌های ما چیست؟

مجتبی سلطانی‌احمدی:  مانع عمده‌ عدم ورود تاریخ انقلاب اسلامی به گروه‌های تاریخ دانشگاه‌ها، تلقی یا بهانه‌ تاریخ نبودن واقعه انقلاب اسلامی است. این تلقی موجب شده دانشجویان به گرفتن رساله‌های کارشناسی‌ارشد و دکتری با موضوع انقلاب اسلامی ترغیب و تشویق نشوند و تا این تلقی وجود دارد، نمی‌توان انتظار تغییر جدی داشت. به علت عدم ورود دانش‌آموختگان تاریخ به این حوزه، علوم‌ سیاسی داعیه‌دار این عرصه بوده و در علوم سیاسی هم عموما تاریخ انقلاب اسلامی با الگوهای نظری غربی تبیین می‌شود. درحالی‌که تاریخ انقلاب اسلامی را نمی‌توان بدون توجه به ماهیت و مولفه‌های دینی آن بررسی و تحلیل کرد.

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران